حماسه ۹ دی برای دفاع از ولایت خلق شد:


9 دی

خبرگزاری تسنیم: فرمانده ناحیه مقاومت بسیج سپاه شهرستان جیرفت با بیان اینکه مراسم گرامیداشت حماسه ۹ دی در حسینیه شهدای شهر جیرفت برگزار می‎شود، گفت: حماسه ۹ دی در راستای دفاع از ولایت، ارزش‎ها و مکتب امام حسین (ع) خلق شد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از جیرفت، اسحاق توانایی عصر امروز در جلسه برنامه‎ریزی گرامیداشت 9 دی ماه در این شهرستان اظهارکرد: اجرای دو فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر در جامعه ما کمرنگ و فساد و فحشا رو به افزایش است.

وی با اشاره به سخن امام حسین (ع) که فرمودند «جامعه‎ای که در آن امر به معرو ف و نهی از منکر صورت نگیرد، هلاک می‎شود»، افزود: همگی افراد جامعه موظف به تذکر لسانی در جامعه هستند.

توانایی با بیان اینکه این دو فریضه الهی موضوعی حیاتی هستند که باید مورد توجه بیشتری قرار گیرند، تصریح کرد: سپاه رویکرد جدیدی نسبت به امر به معرو ف و نهی از منکر پیدا کرده و آن روش ایجابی «نصیحت کردن» است.

وی درباره فتنه 88 تصریح کرد: دشمنان نظام و فتنه‎گران به بهانه تقلب به کف خیابان‎ها ریختند و با توهین به امام و مقدسات و آرمان‎های انقلاب طرف بازنده نیز به بهانه‎های  واهی راه را برای دشمنان خارجی هموار کردند.

توانایی اظهار کرد:اما مردم در 9 دی ماه 88 پاسخی دندان‎شکن و جوابی قاطع به فتنه‎گران  در داخل و خارج کشور دادند و حماسه‎ای ماندگار و جاودانه در تاریخ انقلاب ثبت کردند.

فرمانده ناحیه مقاومت بسیج سپاه شهرستان جیرفت افزود: این حماسه که در راستای دفاع از ولایت، ارزش‎ها و مکتب امام حسین (ع) خلق شد، اگر تحقق نمی‎یافت، آشوبگران و حامیان داخلی و خارجی آنان موفق می‎شدند.

توانایی خاطرنشان کرد: برای گرامیداشت حماسه 9 دی ماه دوشنبه ساعت 9 صبح در حسینیه شهدای شهر جیرفت با حضور اقشار مختلف مردم و مسئولان مراسمی برگزار می‎شود.

سیره‌ پیامبر(ص) در قرآن                 ( رحلت پيامبراكرم (ص) برمسلمانان جهان تسليت باد )

تمام اعمال، حركات، سكنات، گفته‌ها و اوصاف نفسانی كه سیره و سنت پیامبر نام دارد از طریق وحی انجام می‌گیرد از این رو سنت و سیره آن حضرت حجت است لذا اطاعت از سنت و سیره اطاعت خداوند است، «مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ.»[1]
«كسی كه از پیامبر اطاعت كند همانا اطاعت خداوند را نموده» پس بنابراین این دو از هم جدا نخواهند بود، زیرا تمام آنچه را می‌گوید و انجام می‌دهد از ناحیه خداوند است و هرگز از روی هوی و هوس نمی‌باشد، «وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوی إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحی[2]» «هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید، آن‌چه آورده چیزی جز وحی نیست كه به او وحی شده است».
إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما یُوحی[3] «تنها از آنچه به من وحی می‌شود پیروی می‌كنم».
و چون پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ برای همگان اسوه حسنه است «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ»[4] پس باید آنچه كه رسول خدا برای مردم آورده بگیرند و اجراء كنند و آنچه كه از او نهی كرده از آن خودداری كنند. «ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا[5] آنچه كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ برای شما آورده بگیرید و آنچه را كه از آن نهی كرده از آن خودداری كنید.»
این آیه سند روشنی برای حجت بودن سنت رسول خدا[6] ـ صلّی الله علیه و آله ـ است.
- سیره پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در قرآن:
در مورد سیره پیامبر در قرآن بحث های گسترده‌ای بیان شده است که به طور اختصار به بعضی از آنها اشاره می‌ نمائیم:
دلسوزی نسبت به امت
پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ آن قدر به مردم دلسوز بود و در صدد هدایت آنها بود كه قرآن آن را این گونه بیان می‌فرماید: فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ آثارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِیثِ أَسَفاً[7] «شاید جان خود را به دنبال آنان، آن گاه كه به رسالت تو ایمان نیاوردند از دست بدهید.»
این نشان از سعی و تلاش پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ اسلام در هدایت امت دارد تا جایی كه خود را در پرتگاه هلاكت و نابودی قرار می‌دهد تا مردم را هدایت كند.
خداوند در جوابی دیگر می‌فرماید: وَ لا تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَ لا تَكُنْ فِی ضَیْقٍ مِمَّا یَمْكُرُونَ[8]
«بر گستاخی كافران غم مخور، از مكر و حیله آنان بر خود فشار مده.»
باز می‌فرماید: فَلا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَیْهِمْ حَسَراتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِما یَصْنَعُونَ[9].
«جان خود را به اثر شدت تأسف به آنها از دست مده، خداوند از آنچه كه انجام می‌دهند آگاه است.»[10]
تطهیر امت اسلامی
یكی از كارهای پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ این است كه پاك كننده‌ی امت اسلامی است چون خود پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ پاك و مطهر است لذا امت خویش را پاك می‌كند: خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّیهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ[11].
«از اموال آنها صدقه‌ای بگیر تا به وسیله آن پاك و پاكیزه‌شان سازی برایشان دعا كن زیرا دعای تو برای آنان آرامش است».
زكات در این آیه به عنوان نمونه است بلكه تمام دستورات اسلامی پاك كننده است و كسی كه دستورات اسلام را انجام بدهد به طهارت می‌رسد، در آیه فوق به پیامبر خطاب می‌كند و این جمله «تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّیهِمْ» وصف صدقه نیست زیرا ضمیر «ـها» به صدقه بر می‌گردد لذا ضمیر «هم» در تطهیرهم و تزكیهم به صدقه بر نمی‌گردد با این توصیف معنای آیه این می‌شود كه ای پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ : با گرفتن صدقه از اموال مردم، خود مردم را تطهیر و تزكیه می‌كنی.[12]
رأفت و رحمت پیامبر نسبت به امت
رحمت و رأفت از صفات خداوند است، رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ مظهر این صفات الهی است وقتی كه پیامبر از مردم زكات می‌گیرد خداوند به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌فرماید: وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ[13] «ای پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ برای آنها دعا كن زیرا تو برای آنها آرامشی» یعنی ای پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ تو برای آنها رحمتی پس برای آنها دعا كن كه دعای مستجاب تو باعث آرامش و سكون آنها خواهد شد اگر چه دادن زكات جز وظایف آنها است ولی باز پیامبر با آن رحمت خاصه‌ی خود برای آنها دعا می‌كند.
لذا خود پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌فرماید: حیوتی خیره لكم و مماتی خیر لكم، «زندگی من برای شما خیر است مرگ من هم برای شما خیر است»[14]
صبر و پایداری
خداوند مسئولیت سنگینی بر عهده پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ قرار داد و فرمود: إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْكَ قَوْلاً ثَقِیلاً[15] «ما گفتار سنگینی را به تو وحی می‌كنیم» این گفتار سنگین همان رسالت جهانی اوست، انجام این رسالت جز با پایداری و صبر ممكن نیست لذا خداوند در آیات متعددی پیامبر را دعوت به صبر می‌كند: وَ لِرَبِّكَ فَاصْبِرْ[16] «برای خدا در طریق ابلاغ رسالت بردبار باش». فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لا تَسْتَعْجِلْ[17] «بسان پیامبران اولوا العزم صبر نبی و درباره آنها عجله نكن.[18]»
فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ[19] «بنابراین همان گونه كه فرمان یافته‌ای استقامت كن هم‌چنین كسانی كه با تو به سوی خدا آمده‌اند».
پس از این استفاده می‌شود این سیره پیامبر كه همان صبر و استقامت باشد وظیفه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به تنهایی نیست بلكه تمام كسانی كه از شرك به سوی ایمان باز گشته‌اند باید استقامت كنند.[20]
سراسر زندگی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ با مشكلات همراه بوده آزارها و اذیت‌های فراوانی نسبت به او روا می‌داشتند او را سنگباران می‌كردند، محاصره اقتصادی و سیاسی می‌نمودند، یاران او را شكنجه و آزار می‌دادند او را دشنام و ناسزا می‌گفتند، گاه او را دیوانه و گاه ساحر خطاب می‌كردند اما در تمام این مشكلات شیكبا و صبور بود و با این صبر و استقامتی كه پیشه كرد باعث شد كه دینش جهانی شود، باید مؤمنین به این سیره اقتداء كنند لذا علی ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: صبر و استقامت به رهبران و زمامداران واجب است زیرا خداوند به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ، همین معنا را بر دوستان و اهل طاعتش نیز واجب كرده است چرا كه می‌گوید برای شما در زندگی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ اسوه نیكویی است.[21]
خلق عظیم
« وَ إِنَّكَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ[22]، تو بر خویی بزرگ هستی» یكی از ویژگیهای برجسته پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در قرآن به عنوان خلق عظیم است «فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ،[23] در پرتو رحمت الهی در برابر تندی آنها نرم شدی و اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراكنده می‌شدند.»
قرآن در جایی دیگر رمز نفوذ در مردم و قیام به وظایف رهبری را این گونه بیان می‌فرماید: وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَهُ وَ لاَ السَّیِّئَهُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَكَ وَ بَیْنَهُ عَداوَهٌ كَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ[24] «هرگز بدی و نیكی یكسان نیست بدی را با نیكی دفع كن، تا دشمنان سرسخت مانند دوستان گرم و صمیمی شوند»
در طول زندگی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ موارد بسیار زیادی از عطوفت و مهربانی رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ چه در رابطه با كفار و چه در رابطه با مسلمین وجود دارد، مثلاً در جریان فتح مكه، با آن كه مردم مكه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ را انواع آزارها و اذیت‌ها كرده بودند امّا وقتی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ مكه را فتح كرد همه را آزاد كرد و فرمود: امروز بر شما سرزنشی نیست خدا همگان را می‌بخشد.[25]
گذشت و عفو
یكی از خصایص رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ گذشت و عفو بود، هر چه انسانیت انسان قوی‌تر شود گذشت او بیشتر خواهد شد و چون پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ رحمه للعالمین است و از طرفی هم خدا می‌دانست كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ اهل چنین خصلتی است لذا او را امر به عفو و گذشت كرد و فرمود: فاعف عنهم[26] «پس از آنها در گذر» پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ آن قدر اهل گذشت بود كه حتی از وحشی كه قاتل عمویش حمزه بود گذشت كرد زیرا وقتی كه وحشی مسلمان شد پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ از او سؤال كرد تو وحشی هستی؟ گفت: بله، فرمود: عمویم حمزه را چگونه كشتی؟ او جریان را برای پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ گفت، پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ گریه كرد و او را بخشید.[27]
مشورت كردن
مشورت كردن با مردم یك نوع احترام به رأی آنها است، اگر شخصی با كسی مشورت كند در حقیقت با این كارش به او می‌فهماند كه تو دارای معرفت و عقل و درایت هستی كه من با تو مشورت می‌كنم و اگر انسانی همچون پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ چنین كاری را انجام دهد باعث افتخار آن طرف می‌شود لذا خداوند به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌فرماید با مردم مشورت كن، وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ[28] «در كارها با آنها مشورت كن» لذا پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در جنگ بدر با اصحابش مشورت كرد[29].
عبادت
وقتی كه آیه: یا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّیْلَ إِلاَّ قَلِیلاً[30] «ای جامه به خود پیچیده شب را جز كمی به پا خیز» بر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نازل تمام شب را به عبادت می‌پرداخت تا این كه پاهایش متورم شد لذا خداوند فرمود: ما انزلنلا علیك القرآن لتشقی[31]؛ ما قرآن را بر تو نازل نكردیم كه به زحمت افتی» و همچنین خداوند به پیامبرش فرمود: «فاقروا ما تیسر من القرآن؛[32] اكنون آنچه كه برای شما میسر است قرآن بخوانید». معلوم می‌شود كه خداوند به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ دستور می‌دهد كه به خودش آسان بگیرد.[33]
یا این كه نماز شب كه برای دیگران مستحب است اما بر پیامبر واجب است، «و من اللیل فتهجد به نافله لك؛[34] مقداری از شب را برخیز و نماز بخوان كه آن خاص تو است». و به خاطر این عبادت بود كه به مقام محمود رسید «عسی ان یبعثك ربك مقاماً محموداً؛[35] امید است كه پروردگارت تو را به مقام در خور ستایش برانگیزد».

نحوه شهادت امام رضا ـ عليه السّلام ـ چگونه بود؟

حضرت امام رضا ـ عليه السّلام ـ در سال 148 هـ .ق در شهر مدينه متولد شد،[1] و در ماه صفر سال 203 هـ .ق در سن 55 سالگي در شهر طوس خراسان به شهادت رسيد.
در باب شهادت ايشان تقريباً تمام علماي شيعه و عده زيادي از علماي اهل سنت قائلند که آن حضرت مسموم و شهيد شده اند. درباره عامل شهادت اختلاف نظر و اقوالي وجود دارد که به آنها اشاره خواهيم کرد.
قول مشهور اين است که آن حضرت توسط مأمون خليفه عباسي مسموم شده و به شهادت رسيده اند.
برخي از علماي اهل سنت قائلند که مأمون، امام رضا ـ عليه السّلام ـ را مسموم نکرده است. و براي اين گفته خود دلائلي هم ذکر مي کنند. از جمله آن دلائل اين است که مأمون دختر خود را به همسري امام جواد ـ عليه السّلام ـ درآورد. مأمون به برتري امام رضا ـ عليه السّلام ـ در برابر علما استدلال مي کرد. بعد از درگذشت امام رضا ـ عليه السّلام ـ مأمون بسيار ناراحت و غمگين بود و... در ادامه خواهيم گفت که به هيچ يک از دلائل در اين رابطه نمي توان استناد کرد. عده اي از علماي اهل سنت قائلند که ايشان مسموم شده اند و عامل جنايت، عباسيان (غير از مأمون) بوده اند. به عنوان نمونه ابن جوزي مي گويد: «وقتي عباسيان ديدند خلافت از دست آنها خارج شد (به واسطه ولايتعهدي) و به دست علويان افتاد، امام رضا ـ عليه السّلام ـ را مسموم کردند.[2]» اين قول نيز چندان صحيح به نظر نمي رسد چرا که «بيشتر مورخين و روات اجماع دارند که مأمون سم را به امام ـ عليه السّلام ـ داده نه غير او»[3]. علاوه بر اينکه مأمون براي اين کار انگيزه هم داشته که به آن اشاره خواهد شد. رواياتي از امام رضا ـ عليه السّلام ـ وارد شده است که در اين روايات آن حضرت شهادت خويش را پيشگويي کرده اند و عامل اين جنايت را مأمون دانسته اند. امام رضا ـ عليه السّلام ـ به هرثمه بن اعين مي گويد: «موقع مرگ من فرا رسيده است اين طاغي (مأمون) تصميم گرفته مرا مسموم کند...»[4].
شهيد مطهري مي نويسد: «قرائن نشان مي دهد که امام رضا ـ عليه السّلام ـ را مسموم کردند و يک علت اساسي همان قيام بني العباس در بغداد (بر عليه مأمون) بود. مأمون در حالي حضرت رضا ـ عليه السّلام ـ را مسموم کرد که از خراسان به طرف بغداد مي رفت و مرتب اوضاع بغداد را به او گزارش مي دادند. به او گزارش دادند که بغداد قيام کرده او ديد که حضرت رضا ـ عليه السلام ـ را نمي تواند عزل کند و اگر با اين وضع بخواهد برود آنجا کار بسيار مشکل است. براي اينکه زمينه رفتن آنجا را فراهم کند و به بني العباس بگويد کار تمام شد حضرت را مسموم کرد و آن علت اساسي که مي گويند و قابل قبول هم هست و با تاريخ وفق دارد همين جهت است»[5].
به نظر مي رسد انگيزه اصلي مأمون در به شهادت رساندن امام رضا ـ عليه السّلام ـ همين مطلبي باشد که ذکر شد. چرا که قيام عباسيان در بغداد جز به خاطر ترس از روي کار آمدن علويان نبوده است.
طبري مي نويسد: «مأمون نامه اي به بني عباس در بغداد نوشت و مرگ علي بن موسي ـ عليه السّلام ـ را به آنان اعلام کرد و از آنان خواست که به اطاعت او درآيند زيرا دشمني آنان با او جز با بيعت وي با علي بن موسي ـ عليه السّلام ـ نبوده است.[6] از ديگر موجباتي که مورخان در قتل امام رضا ـ عليه السّلام ـ ذکر کرده اند، کينه اي مي دانند که مأمون از امام رضا ـ عليه السّلام ـ به دل گرفته بود. طبرسي مي نويسد: علتي که موجب شد مأمون امام رضا ـ عليه السّلام ـ را به شهادت برساند اين بود که آن حضرت بي محابا (و بدون ترس) حق را در برابر مأمون اعلام مي کرد. در بيشتر موارد در مقابل او قرار مي گرفت که موجب عصبانيت و کينه او مي شد...»[7]. همانگونه که بيان شد از نظر روايات شيعي شکي نيست که مأمون حضرت رضا ـ عليه السّلام ـ را مسموم کرد.[8] امّا اينکه کيفيت اين عمل چگونه بوده است؟ روايات چندي وجود دارد که به آنها اشاره مي کنيم. روايتي را شيخ مفيد از عبدا... بن بشير نقل کرده که عبدا... گفت: مأمون به من دستور داد که ناخنهاي خود را بلند کنم... سپس مرا خواست و چيزي به من داد که شبيه تمر هندي بود و به من گفت: اين را به همة دو دست خود بمال... سپس نزد امام رضا ـ عليه السّلام ـ رفت و به من دستور داد که انار براي ما بياور من اناري چند حاضر کردم و مأمون گفت: با دست خود آن را بفشار، من فشردم و مأمون آن آب انار را با دست خود به حضرت خورانيد و همان سبب مرگ آن حضرت شد و پس از خوردن آن آب انار دو روز بيشتر زنده نماند»[9]. روايت ديگري را شيخ مفيد از محمد بن جهم ذکر کرده که مي گويد: «حضرت رضا ـ عليه السّلام ـ انگور دوست مي داشت پس قدري انگور براي حضرت تهيه کردند. در حبه هاي آن به مدت چند روز سوزنهاي زهرآلود زدند. سپس آن سوزنها را کشيده و به نزد آن بزرگوار آوردند... آن حضرت از آن انگورهاي زهرآلود بخورد و سبب شهادت ايشان شد».[10]
روايتي از اباصلت هروي نيز نقل شده که مي گويد: مأمون امام رضا ـ عليه السّلام ـ را فراخواند و آن حضرت را مجبور کرد از انگور بخورد آن حضرت به واسطه آن انگور مسموم شد.[11]»
بنابراين، ادله اي که اهل سنت ذکر کرده اند که مأمون امام رضا ـ عليه السّلام ـ را به شهادت نرسانده بي اساس مي باشد. چرا که مأمون فردي بود که به خاطر حکومت، برادر خويش امين را به قتل رساند و محبوبيت امام رضا ـ عليه السّلام ـ در نزد او از برادرش بيشتر نبود. و گريه ظاهري او بعد از مرگ امام ـ عليه السّلام ـ به جهت منحرف کردن اذهان علويان و طرفداران امام رضا ـ عليه السّلام ـ بوده است.
«بعد از شهادت امام رضا ـ عليه السّلام ـ شيعيان بدن شريف آن حضرت را در خراسان تشييع کردند. اين تشييع جنازه به حدي پر شور بود که تا آن زمان مثل آن ديده نشده بود، همه طبقات در تشييع جنازه امام حاضر شدند»[12]. امام رضا ـ عليه السّلام ـ در سال 203 هـ.ق در شهر طوس به خاک سپرده شد.

یک روز در کلینیک خدا

به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم

 خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده

 زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد.

 آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود ...

 و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.

  به بخش ارتوپدی رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم.

 بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم

 ...

 فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.
 زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم ...!

خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد و من به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم :

 هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم

قبل از رفتن به محل کار یک قاشق آرامش بخورم .

هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.

زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم .

و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم.

امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند: 

رنگین کمانی به ازای هر طوفان ،

لبخندی به ازای هر اشک ،

دوستی فداکار به ازای هر مشکل ،

نغمه ای شیرین به ازای هر آه ،

و اجابتی نزدیک برای هر دعا  .

جمله نهایی :

  عيب کار اينجاست که من  '' آنچه هستم ''  را  با   '' آنچه بايد باشم ''  اشتباه مي کنم ، 

   خيال ميکنم  آنچه  بايد  باشم  هستم،   در حاليکه  آنچه  هستم نبايد  باشم .  

زنده یاد احمد شاملو

 

چگونه می توان از زندگی خود راضی بود؟

تاريخ : | | نویسنده : مظاهری

چگونه می توان از زندگی خود راضی بود؟

با به کار بردن این ۱۰ روش احساس خوبی پیدا خواهید کرد:

۱- همیشه سوال کنید:هر زمان که تلاش شما بی نتیجه میشود از خودتان بپرسید چگونه این کار با هدف های اصلی من در زندگی سازگار است؟چگونه می توان آن را بهتر -سریع تر-آسان تر و جالب تر انجام داد؟

۲- نا امید نشوید:نسبت به دیگرانو خودتان مشتاق باشید و تصور نکنید که فقط یک راه در زندگی وجود دارد.راه های زیادی را می توان انتخاب و امتحان کرد.

۳-ضعف خود را باور کنید:هر فردی در زندگی خود مشکلاتی دارد. به جای اینکه بر ضعفهای خود غلبه کنید سعی نمایید با آن ها دوست باشید .

۴- بیاموزید: برای تقویت مغز خود هر روز در حال یادگیری باشید.

۵-انتظار چیزی را نداشته باشید:منتتظر بهترین ها باشید.آیا این دو جمله متضاد یکدیگرند؟خیر-این جملات به این معناست که فرصت های بی نظیر زندگی را با فکر کردن به آینده و موارد دیگر از دست ندهید.

۶-به خودتان دروغ نگویید:دروغ گفتن به خود بد ترین بی احترامی است.مواردی که به خودتان دروغ گفتید را یادداشت نمایید و سعی کنید آن ها را تصحیح کنید.

۷-آن چه را که می خواهید رشد کند را پرورش دهید: بیشتر افراد از خود می پرسند که گلهای رز زندگی کجاست در حالی که هر روز وقت خود را صرف کاشتن علفهای هرز می کنند. هر آنچه را که می کارید برداشت می کنید.

۸-در گذشته زندگی نکنید :باور داشته باشید که نمی توان گذشته را تغییر داد. مواردی را که در زمان حال نیاز به تغییر دارند تغییر دهید.

۹-شکایت نکنید:وقت خود را با گله مندی از چیزهایی مثل آب و هوا - مردم و...که نمی توانید آن ها را تغییر دهید هدر ندهید.بر مواردی تمرکز کنید که میتوانید آن ها را کنترل کنید.

۱۰- مقاوم باشید:شما می دانید که چه مواردی برایتان مناسب است پس شروع کنید و در راه رسیدن به هدف مقاوم باشید.

 منبع: کتاب (چگونه می توان فردی سرزنده -امیدوار و موفق بود )نویسنده امیر ملک محمودی

 

نظر بدهید

خدایا!

تاريخ : | | نویسنده : مظاهری

خدایا!

مگذار دعا کنم

که مرا از دشواریها و خطر های زندگی

مصون داری،

بلکه دعا کنم تا در رویارویی با آنها

بی باک و شجاع باشم .

و مگذار تا از تو بخواهم

درد مرا تسکین دهی

بلکه توان چیرگی بر آن را به من ببخشی.


تقدير وتشكر از دانش آموزان مسابقات قرآن ومعارف و مسابقات ورزشي

طي مراسمي ضمن بزرگداشت اربعين حسيني (ع) از دانش آموزان برگزيده مسابقات قرآن ومعارف اسلامي  نفرات برتر كه به مرحله شهرستان راه يافتند با اهداء لوح تقدير و كارت هديه وجوائز متنوع تجليل گرديد وهمچنين از دانش آموزان مقام آور مسابقات ورزشي نيز با اهداء كارت هديه واحكام قهرماني تقدير گرديد .

ارز ش ريالي اين جوائز بالغ بر ده ميليون ريال بوده كه به 80 دانش آموز برگزيده اهداء گرديد .

كسب مقام هاي ورزشي مسابقات شهرستان

بدمينتون :

مقام اول شهرستان  1- محمد روحاني  2- اميرمحمد عليداديان 3- سيدياسين ذاكريان 4- آرين حسيني

       5- آرمين توسلي 6- سيد محمد جلال وكيلي  


تنيس روي ميز :

مقام اول شهرستان 1-  اميرحسين قرباني   2- محمد بهروز   3- كيانوش سروري  4- مهردادفياض


شنا :

1- آرمين سعادتي ( مقام اول كرال پشت )   2- سينا كلابي ( مقام دوم قورباغه مقام سوم كرال سينه )

3- سيد محمود فلاح هاشميان ( مقام دوم كرال پشت مقام سوم قورباغه )   4- مهرداد ياوري ( مقام سوم قورباغه )    5- متين اكبري ( مقام سوم كرال پشت )  

كسب مقام هاي ورزشي مسابقات شهرستان

بدمينتون :

مقام اول شهرستان  1- محمد روحاني  2- اميرمحمد عليداديان 3- سيدياسين ذاكريان 4- آرين حسيني

       5- آرمين توسلي 6- سيد محمد جلال وكيلي  


تنيس روي ميز :

مقام اول شهرستان 1-  اميرحسين قرباني   2- محمد بهروز   3- كيانوش سروري  4- مهردادفياض


شنا :

1- آرمين سعادتي ( مقام اول كرال پشت )   2- سينا كلابي ( مقام دوم قورباغه مقام سوم كرال سينه )

3- سيد محمود فلاح هاشميان ( مقام دوم كرال پشت مقام سوم قورباغه )   4- مهرداد ياوري ( مقام سوم قورباغه )    5- متين اكبري ( مقام سوم كرال پشت )  

رحلت جانگداز نبی اکرم صلی الله علیه و آله

آخرین وداع با یاران

... در یكی از روزهای بیماری در حالی كه سرش را با پارچه‌ای بسته بود و علی علیه السلام و فضل بن عباس زیر بغلش را گرفته بودند و پاهایش بر زمین كشیده می‌شد، وارد مسجد شد و روی منبر قرار گرفت و شروع به سخن فرمود و گفت: مردم وقت آن رسیده است كه من از میان شما غائب گردم، اگر به كسی وعده داده‌ام، آماده‌ام انجام دهم و هر كس طلبی از من دارد، بگوید تا بپردازم. در این موقع مردی برخاست و عرض كرد: چندی قبل به من وعده دادید كه اگر ازدواج كنم، مبلغی به من كمك كنید، پیامبر فورا به فضل دستور داد كه مبلغ مورد نظر او را بپردازد و از منبر پایین آمد و به خانه رفت. سپس روز جمعه، سه روز پیش از وفات خود، بار دیگر به مسجد آمد و شروع به سخن نمود و در طی سخنان خود فرمود: هر كسی حقی بر گردن من دارد برخیزد و اظهار كند، زیرا قصاص در این جهان، آسان‌تر از قصاص در روز رستاخیز است.(1)

در این موقع سوادة بن قیس برخاست و گفت: موقع بازگشت از نبرد "طائف" در حالی كه بر شتری سوار بودید، تازیانه خود را بلند كردید كه بر مركب خود بزنید، اتفاقا تازیانه بر شكم من اصابت كرد، من اكنون آماده گرفتن قصاصم.

درخواست پیامبر یك تعارف اخلاقی نبود؛ بلكه جداً مایل بود حتی یك چنین حقوقی را كه هرگز مورد توجه مردم قرار نمی‌گیرد جبران نماید. گذشته از این، چون اصابت تازیانه بر شكم سواده عمدی نبود، از این نظر او حق قصاص نداشته است، بلكه با پرداخت دیه‌ای جبران می‌گردید. مع الوصف پیامبر، خواست، نظر وی را تامین كند.

پیامبر دستور داد، بروند همان تازیانه را از خانه بیاورند، سپس پیراهن خود را بالا زد تا سواده قصاص كند. یاران رسول خدا با دلی پر غم و دیدگانی اشكبار و گردن‌های كشیده و ناله‌هایی جانگداز، منتظرند كه جریان به كجا خاتمه می‌پذیرد؛ آیا سواده واقعا از در قصاص وارد می‌شود؟ ناگهان دیدند سواده بی اختیار، شكم و سینه پیامبر را می‌بوسد؛ در این لحظه پیامبر او را دعا كرده، گفت: خدایا! از سواده بگذر، همانطور كه او از پیامبر اسلام در گذشت.(2)

فروغ ابدیت جلد2، صفحات 864- 865 (با اندكی تغییر)

پیامدهاى رحلت از لسان مبارک حضرت زهرا (س)
در این مقال بنابر آن است كه پیامدهاى رحلت پیامبر اكرم (ص) از نگاه تنها یادگارش، حضرت فاطمه سلام الله علیها بیان شود.  او كه بضعة الرسول است (9) و به تعبیر امام على (ع) بقیة النبوة (10) است و به اعتراف دیگران، خیرة النساء و ابنة خیر الانبیاء، صادقة فی قولك، سابقة فی وفور عقلك است. (11)

او كه خلیفه اول در جمع مردم مدینه درباره‏اش چنین گفته است: انت معدن الحكمة و موطن الهدى و الرحمة و ركن الدین و عین الحجة است. (12)

و حتى عایشه نیز گفته است: « ما رایت احدا كان اصدق لهجة من فاطمة الا ان یكون الذی ولدها. » (13)

او كه هم مردمان مكه و مدینه را دیده و هم شاهد حیات پیامبر اكرم (ص) بوده و هم در كنار پیامبر و حضرت امیر(ع) حوادث ریز و درشت عصر نبوت و روزهاى بعد از رحلت و حوادث تلخ و دردناك آن ایام كوتاه را به دقت زیر نظر داشته است . آرى او مى‏تواند پیامدهاى تاسف بار رحلت پیامبر را خوب بیان كند . در اینجا به مواردى از آنها مى‏پردازیم:

آن حضرت در خطبه فدكیه (14) و خطبه‏اى كه بعدا در جمع زنان مدینه كه به عیادت ایشان آمده بودند (15) ایراد فرموده‏اند، پیامدهاى رحلت پیامبر را بیان مى‏كنند از جمله آنها عبارتند از:

1. ایجاد ضعف و سستى در میان مردم .

استومع وهنه « یا وهیه.‏» (16)

حضرت در خطبه‏اى كه در حضور زنان مدینه كه به عیادت ایشان آمده بودند نیز این امر را تذكر دادند و با تاسف فرمودند:

« فقبحا لفلول الحد واللعب بعد الجد و قرع الصفاة (17) ؛ چه زشت است ‏سستى و بازیچه بودن مردانتان پس از آن همه تلاش و كوشش .»

2. تفرقه و اختلاف به وجود آمد .

«استنهر فتقه وانفتق رتقه (18) ؛ تشتت و پراكندگى گسترش یافت . و وحدت و همدلى از هم گسست.»

استنهر از نهر به معناى وسعت و زیادى است، فتق به معناى جدایى و پاره پاره شدن است. انفتق از انفتاق یعنى شكافتن و رتق هم به معناى همبستگى و اتحاد است .

در قرآن كریم نیز آمده است كه: «ان السموات والارض كانتا رتقا ففتقناهما (19) ؛ (آیا كافران ندیدند) كه آسمان ها و زمین به هم پیوسته بودند و ما آنها را از یكدیگر باز كردیم .»

3. امید و آرزوهاى مسلمانان به ناامیدى تبدیل شد.

آنان كه به پیامبر اكرم (ص) و احكام عالیه اسلام ناب حضرتش دلخوش كرده بودند از نعمت دین الهى و حكومت اسلامى بهره ‏مند گشته بودند. اكنون با دیدن حوادث بعد از آن حضرت مایوس شده و امیدشان به یاس مبدل گشت .

« واكدت الامال‏.» (20)

4 . به حریم پیامبر بى ‏حرمتى شد .

« اضیع الحریم و ازیلت الحرمة عند مماته (21)؛ هنوز جسد مبارك پیامبر بر زمین است. در اجتماع سقیفه (22) بدون نظرخواهى از خاندان پیامبر به تعیین جانشین براى آن حضرت مى‏پردازند. و حق اهل بیت‏ حضرتش را ضایع مى‏كنند .

چنانكه حضرت على(ع) مى‏فرماید:" فوالله ما كان یلقى فى روعى، ولا یخطر ببالى ان العرب تزعج هذا الامر من بعده (ص) عن اهل بیته ولا انهم منحوه عنی من بعده" (23) ؛ به خدا سوگند نه در فكرم مى‏گذشت و نه در خاطرم مى‏آمد كه عرب خلافت را پس از رسول خدا از اهل بیت او بگرداند. یا مرا پس از وى از عهده دار شدن حكومت‏ باز دارند.»

و حتى در لحظات واپسین عمر حضرت و هنگام رحلت ایشان، هنگامى كه قلم و لوحى طلب فرمودند به آن حضرت بى‏ حرمتى كردند و نداى " فانه یهجر" سر دادند. (24)

و مدتى هم از رحلت ‏حضرت نگذشت كه به در خانه تنها یادگارش آمدند و چه بى ‏حرمتی ها كه نكردند. چنانكه حضرت زهرا فرمود: یا ابتاه یا رسول الله هكذا كان یفعل بحبیبتك وابنتك ... . (25)

یا ابتاه یا رسول الله ماذا لقینا بعدك من ابن الخطاب وابن ابى قحافة (26) ؛ بابا اى رسول خدا پس از تو از دست زاده خطاب و زاده ابى قحافه چه بر سر ما آمد. (27)

5 . خط نفاق و دورویى آشكار شد .

« ظهر فیكم حسكة النفاق.‏» (28)

حضرت در جاى دیگرى از همین خطبه، با كنایه زیبایى به این نفاق افكنى پرداخته است و فرموده است:

« تشربون حسوا فى ارتغاء و تمشون لاهله و ولده فى الخمر والضراء و نصبر منكم على مثل حز المدى، و وخز السنان فى الحبشاء (29) ؛  شیر را اندك اندك با آب ممزوج نمودید و به بهانه این كه آب مى‏نوشید، شیر را خوردید. كنایه از نفاق است كه تظاهر به عملى مى‏شود كه در واقع خلاف آن است (30) و براى نابودى اهل بیت او در پشت تپه‏ها و درختان كمین كردید . و ما بر این رفتار شما كه مانند بریدن كارد و فرو بردن نیزه در شكم، دردآور و كشنده است صبر مى‏كنیم .»

6 . دین و معنویت كم رنگ شد .

« و سمل جلباب الدین.‏» (31)

«جلباب‏» چادر یا عبایى كه بدن انسان را مى‏پوشاند، حضرت زهرا (س) تعبیر به جلباب دین فرموده . چون دین نیز تمام زوایاى زندگى فردى و اجتماعى انسان را در بر مى‏گیرد، همانگونه كه چادر و عباء تمام بدن انسان را در بر مى‏گیرد. (32)

و در عبارتى دیگر فرموده‏اند: «... اطفاء انوار الدین الجلى و اهمال سنن النبى الصفى (33) ؛ به خاموش كردن انوار درخشان دین و بى‏اهمیت كردن و مهمل گذاردن سنت‏هاى پیامبر برگزیده خدا همت گماردید.»

7 . مردم دچار بى‏تفاوتى شدند .

حضرت خطاب به انصار كه با جان و مال پیامبر را كمك كرده بودند چنین فرمودند:

« یا معاشر الفتیة و اعضاء الملة، و حضنة الاسلام ما هذه الغمیزة فی حقی و السنة عن ظلامتى (34) ؛ اى گروه جوانمرد، اى بازوان ملت و یاوران اسلام، این غفلت و سستى و ضعف شما در حق من و تغافل و بى‏تفاوتى و خواب آلودگى درمورد دادخواهى من، چیست؟»

8 . مردم پیمان شكنى كردند .

فرمودند:« فانى حرتم بعد البیان و اسررتم بعد الاعلان و نكصتم بعد الاقدام (35) ؛ پس چرا بعد از بیان حق حیران و سرگردانید، و بعد از آشكار كردن عقیده پنهان كارى مى‏كنید و بعد از آن پیشگامى و روى آوردن به عقب برگشته پشت نموده‏اید.»

حضرت زهرا سلام الله علیها، در این فراز به حادثه غدیر اشاره مى‏كند كه پیامبر اكرم (ص) آن را براى مردم بیان فرمود و به آنها اعلام كرد و آنان نیز با على (ع) بیعت كردند . اما اكنون بیعت‏ خود را شكستند .

9 . مردم دچار وسوسه‏هاى شیطانى شدند .

« تستجیبون لهتاف الشیطان الغوى (36) ؛ به شیطان گمراه كننده پاسخ مثبت دادید.»

و در جاى دیگر از خطبه فرموده‏اند:« اطلع الشیطان راسه من مغزره هاتفا بكم فالفاكم لدعوته مستجیبین (37) ؛ شیطان سر خود را از مخفی گاه به در آورد. شما را فراخواند، دید كه پاسخگوى دعوت باطل او هستید... .»

«مغزر» یعنى مخفى گاه . در اینجا شیطان به سنگ پشت و خارپشت تشبیه شده است. چون آن هم وقتى دشمن را مى‏بیند، سرش را در لاك خود فرو مى‏برد. اما وقتى كه محیط را بدون خطر احساس كرد، سر خود را بیرون مى‏آورد. شیطان نیز تا وقتى كه پیامبراكرم (ص) زنده بودند، سرش را در لاك خود فرو برده بود و جرات نمى‏كرد خود را نشان دهد . ولى بعد از آن سرش را بیرون آورد و به تحریك مردم پرداخت. (38)

10. شتاب در شنیدن حرف هاى بیهوده و بى‏اساس .

« معاشرالناس المسرعة الى قیل الباطل المغضیة على الفعل القبیح الخاسر (39) ؛ اى گروه مردم كه به سوى شنیدن حرف هاى بیهوده شتاب مى‏كنید، و كردار زشت زیانبار را نادیده مى‏گیرید.»

11. نطفه مظاهر فساد روئیدن گرفت .

در پایان خطبه عیادت خطاب به زنان مهاجر و انصار فرمود:

« اما لعمری لقد لقحت فنظرة ریثما تنتج ثم احتلبوا مل‏ء القعب دما عبیطا و ذعافا مبیدا(40) ؛ به جان خودم سوگند نطفه فساد بسته شد، باید انتظار كشید تا كى مرض فساد پیكر جامعه اسلامى را از پاى درآورد كه پس از این از پستان شتر به جاى شیر خون بدوشید و زهرى كه به سرعت هلاك كننده است .

12. فرصت طلبان به سر كار آمدند .

حضرت سلام الله علیها در فرازهایى از خطبه فدكیه به گروه هاى فرصت طلب كه منتظر بودند تا بعد از رحلت پیامبر از موقعیت ‏بهره برند پرداخته است . و ویژگى‏هاى آنها را نیز بیان فرموده است .


ارزش اشك ريختن درعزاي امام حسين (ع)


در ارزش عزاداری و اشک ریختن برای سید و سالار شهیدان حضرت امام حسین علیه السلام کسی شک و شبهه ای نداره ، ولی کاش این اشک و عزاداری به عشق اهل بیت رسول خدا و تکریم ایشان باشه و یاداوری و عمل به شعار هیهات منا الذله

نمیشه به روش یزید و شمر و عمر سعد و ابن زیاد زندگی کرد ولی دم از دوستی با اون حضرت زد ...

پیام عاشورا حسینی زندگی کردن است / نه ظلم کردن ؛ و نه زیر بار زور رفتن است ...

حماسه ی حسینی

اربعين حسيني تسليت باد.


مُحرم  و مَحرم  به محّرم شدی

سرخ ترین واقعه در عالم و دنیا شدی ...

==================

عاشورا

این چه حدیثی ست که حادث شدی

کشته ولی زنده به دوران شدی ...

==================

ظلم گمان کرد که کشته ست نور

لیک تو خورشید هدایت شدی ...

==================

 فاتح یک واقعه با کل شهامت شدی

اسوه ی ایمان و شجاعت به دو عالم شدی ...

==================

آمر معروف و هم ناهی منکر شدی

ناب ترین درس جهان در همه دوران شدی ...

تبريك

      درخشش دانش آموزان آموزشگاه درمسابقات ورزشي بدمينتون ، تنيس روي ميز و شناي دانش آموزي شهرستان را تبريك عرض نموده وبراي عزيزان ارزوي توفيق وسلامتي ازخداوند متعال را خواهانيم .

شب يلدليتان گرم


یلداست بگذاریم هر چه تاریکی هست هرچه سرما و خستگی هست تا سحر از وجودمان رخت بربندد امشب بیداری را پاس داریم تا فردایی روشن راهی دراز باقیست
شب یلدا مبارک!

هفته قرآن گرامي باد (سلامت روانی از دیدگاه قرآن)

اسلام وجود آدمی را متشکل از دو بعد روانی (غیر مادی) و جسمانی (مادی) معرفی می کند و سلامت هر یک را در گرو سلامت دیگری و متأثر از آن می داند.
سلامت روان به معنای تعادل و انسجام فراگیر در همه ابعاد جسمانی و نفسانی انسان است که تعقل و اندیشیدن، آگاهی، هدف داری، انصاف، عدالت، امانت داری، حقیقت جویی و تسلیم در برابر آن، رشد مستمر و آرامش از جمله علائم آن است و در مقابل، بیماری روانی خارج شدن از حد اعتدال است که نادانی، عصیان، دنیا طلبی، ظلم و تعدی، ضعف اراده و سستی، اضطراب، ترس، خودپسندی، حسد و کینه دوزی و... از نشانه های آن می باشد.

 

هفته پ‍‍ژ‍وهش مبارك باد

هفته پ‍‍ژ‍وهش مبارك باد

به ياد زمين درخت بكاريم

 همه دعوتيد به صرف گرفتن بيل در دست، كندن يك گودال، كاشت يك نهال در زمين و آب ريختن به پايش، يادتان باشد همه اعضاي خانواده را بياوريد حتي بچه‌ها هر قدر هم كه شيطان باشند.

امروز روز درختكاري است، يك روز فقط براي زمين و خاك، پس همه بياييد، امروز براي همه،‌ جا هست.

نهال‌هايي كه پارسال كاشتيم و آبشان داديم حالا چند سانتي‌متري قد كشيده‌اند و با آن نهال‌هاي لاغر و كم‌برگ اول كار فرق كرده‌اند؛ همان سروهاي نقره‌اي و كاج و زيتون‌هايي كه كاشتيم و در طول سال اگر حوصله داشتيم سري به آنها زديم و آبي ‌پايشان ريختيم و برگ‌هاي زردشان را كنديم و با عشق و اميد نگاهشان كرديم تا يك روز نه‌چندان دور درختاني تنومند شوند و براي زمين يك تكيه‌گاه.

امسال هم دوباره همين كار را مي‌كنيم. آستين‌هايمان را بالا خواهيم زد و در زمين‌هاي عريان شده شهرها و روستاهايمان و به احترام طبيعتي كه خودمان و هم‌نسلي‌هايمان نابودش كرده‌ايم نهالي مي‌كاريم.

اين نهال‌هاي كوچك كاشته شده كنار هم اگر در صفوف به‌هم فشرده‌شان همان‌طور كه در روز درختكاري سرحالند، قبراق بمانند، طولي نمي‌كشد كه سربازان ايستاده در خاكي مي‌شوند با هزار مسووليت.

اينها اگر قد بكشند و سالم بمانند به جنگل‌هاي دست‌كاشتي تبديل مي‌شوند كه اگر تاج پوشش مناسبي پيدا كنند، هر هكتارش در طول يكسال 2.5 تن اكسيژن توليد مي‌كند و بدون اين‌كه كمكي بخواهد، 67 تن گرد و غبار را مي‌مكد و جذب برگ‌هايش مي‌كند.

حالا بماند اگر نهال‌هاي كم‌جاني كه به دست من و تو كاشته مي‌شود در خاك پا بگيرد و جزئي از پيكره يك جنگل مصنوعي شود هر هكتارش مي‌تواند 500 متر مكعب آب ذخيره كند.

پس ديگر دو دل نباشيد و دعوت طبيعت را رد نكنيد. شهرها و روستاهايي كه ما در آن زندگي مي‌كنيم ديگر نه ساختمان‌هاي زمخت سيماني مي‌خواهد نه ماشين‌هاي بنزين‌خوار و دودزا، حالا مناطق مسكوني ما درخت مي‌خواهد و ما آدم‌ها اكسيژن و هواي پاك، پس قدري همت كنيد و براي كاشت نهال آستين بالا بزنيد. تهراني‌ها شما را خواهيم ديد، وعده ديدار ما پارك ملي خجير.

به مناسبت هشتم اسفند، سالروز تشکيل نهاد مقدس امور تربيتي( معلمان نور)

در سالهاي نخست پيروزي انقلاب اسلامي، نهاد امور تربيتي با هدف گسترش و تعميق ارزشهاي انقلاب اسلامي در نظام آموزش و پرورش کشور شروع به شکل گيري کرد و بر همين اساس شهيدان رجايي و باهنر در دوران تصدي وزارت آموزش و پرورش در سال 1359 شمسي اقدام به تاسيس ستادهاي امور تربيتي در مدارس کردند تا
دانش‌آموزان را به ارزشهاي اسلامي ترغيب کنند. بويژه آنکه شهيد رجايي مربيان امور تربيتي را سربازان انقلاب در آموزش و پرورش ناميد و بنا به گفته شهيد باهنر، مربيان زماني با انبياء هم صف و با امام عادل هم رديف هستند که آموزش را از محتواي تزکيه پر کنند و چه پر معناست کلام امام‌(ره) که مي فرمايند: اگر تهذيب در کار نباشد علم توحيد هم به درد نمي خورد.

اين نهاد از بدو شکل گيري تا به امروز مجموعه وسيعي از عملکردها و وظايف متعدد و گوناگوني را به عهده داشته و تحقق امر تربيت را منوط به حضور مربي و فعاليت هاي رسمي غير کلاسي در کنار آموزشهاي کلاسي مي داند. اهداف و اصول مشروحه زير علل اصلي تشکيل اين نهاد انقلابي پرورشي مي باشند که عبارتند از: انتقال ارزشهاي ديني و فرهنگي انقلاب اسلامي به مدارس، تربيت و بازسازي دانش آموزان در فضايي انقلابي و اسلامي، زمينه سازي براي ورود نگرش هاي ديني و ارزشهاي انقلاب اسلامي به نظام آموزش و پرورش و حفظ مدارس از آفات فرهنگي و سياسي، شناخت و پرورش استعدادهاي دانش آموزان در رشد ديني، عقلي، اجتماعي، عاطفي آنان و حفظ ارزشها. قابل ذکر است که طرح امور تربيتي همه ارکان آموزش و پرورش را با محوريت معلمان، کتابهاي درسي، نظام ارزشيابي، خانواده و دانش آموز در برمي گيرد و امام (ره) چه خوش مي فرمايند: اگر چنانچه معلم يک معلمي باشد که دعوت به نور بکند، دعوت به صلاح بکند، دعوت به اسلام بکند، دعوت به اخلاق صالحه بکند، دعوت به ارزشهاي اسلامي بکند، آن ارزشهايي که عندالله ارزش است، اگر معلم اين کار را بکند همان‌طوري که انبياء مردم را از ظلمت به نور مي کشانند اين معلم هم اين بچه ها را از ظلمات به نور وارد مي کند و همين شغلي است که شغل انبياء است. بابيان اين مقدمه نگاهي داريم به آنچه در آيينه هشتم اسفند، سالروز تشکيل نهاد مقدس امور تربيتي بايستي که پاس بداريم.

منزلت تربيت:

نسبت تربيت و ارزشها چيست و علاوه بر آن نسبت تربيت و انسان چگونه تبيين مي شود؟ پاسخ به اين مسائل به بيان سه مقدمه نيازمند است: 1 - انسان، منظور نهايي جهان خلقت است 2 - عامل ارزشمندي وجود آدمي، پايبندي و التزام او به ارزشهاست 3 - پديده اي که او را عارف به ارزشها و عامل بدانها مي سازد، تربيت است .

در کلام امام خميني (س) چنين آمده است: «اساس عالم بر تربيت انسان است.» انسان عصاره همه موجودات است و فشرده تمام عالم است و انبياء (ع) آمده اند براي اينکه اين عصاره بالقوه را بالفعل کنند و انسان يک موجودي الهي بشود که اين موجود الهي، تمام صفات حق‌تعالي در اوست و جلوه گاه نور مقدس حق‌تعالي است.

براي پي بردن به منزلت تربيت، مي توان انسانهاي واجد و فاقد تربيت را با هم مقايسه کرد. امام خميني(ره) در اين زمينه مي فرمايند: «آن قدر که انسان غير تربيت شده مضر است به جوامع، هيچ شيطاني و هيچ حيواني و هيچ موجودي، آن قدر مضر نيست و آن قدر که انسان تربيت شده مفيد است براي جوامع، هيچ ملائکه اي و هيچ موجودي آن قدر مفيد نيست.» به منظور تبيين منزلت تربيت اسلامي در بيان ساير مکاتب مي توان به رابطه فيزيک و متافيزيک از ديدگاه ايشان توجه کرد: «اسلام است که
مي تواند انسان را از مرتبه طبيعت تا مرتبه روحانيت، تا فوق روحانيت تربيت کند. غير اسلام و غير مکتبهاي توحيدي اصلاً کاري به ماورا ندارند، عقلشان هم به ماوراي طبيعت
نمي‌رسد، علمشان هم به ماوراي طبيعت نمي رسد.
آني که علمش ‍ به ماوراي طبيعت مي رسد آني است که در راه حي باشد، آني است که ادراکش، ادراک متصل به وحي باشد و آن انبياء هستند.»

قابليت تربيت:

مرزهاي تربيت پذيري انسان چگونه تبيين و تحديد
مي‌شود؟ و ميزان تأثيرپذيري او از پرورش صحيح تا چه اندازه است و آيا عواملي يافت مي شوند که حد تربيت را تعيين کنند؟ اگر يکي از مفاهيم تربيت را تحول انسان موجود به انسان مطلوب بدانيم، تحول پذيري انسان، مقدور و تعريف شده خواهد بود و چنانچه تغيير بينش و منش انسان طالح به انسان صالح را از مصاديق ديگر تربيت بدانيم که حقيقت توبه است، از ديدگاه شارع مقدس اسلام، با حفظ شرايط آن، عملي شدني خواهد بود. رويکرد امام خميني (ره) در اين خصوص نيز حاوي انديشه اي عميق است: «انسان، ادراکاتش و قابليتش براي تربيت، تقريباً بايد گفت غير متناهي است.» در نگاهي ديگر، ايشان شرط قابليت انسان را براي درک مفاهيم کتاب آسماني، برخورداري او از تزکيه نفس مي دانند و مي فرمايند: «انگيزه تلاوت قرآن بر بشر اين است که تزکيه پيدا کنند و نفوس ‍ مصفا بشوند از اين ظلماتي که در آنها موجود است تا اينکه بعد از اينکه مصفا شدند، ارواح و اذهان آنها قابل اين بشود که کتاب و حکمت را بفهمند.» ايشان تحول روحي و جهش معنوي جوانان را مرهون لطف و عنايت الهي مي دانند و مي فرمايند: «اين ملت به خواست خداي تبارک و تعالي و با عنايت خاصه او اول منقلب شد در معنويات، جوانها از آن حال سابق برگشتند به يک حال اسلامي و فهميدند که اسلام چه بايد باشد و چه بايد بکنند، دنبال او اين انقلاب حاصل شد.»

ارائه متون درسي اسلامي، نتيجه پرورش ديني:

مطلب ديگر آنکه براي اينکه در فضاي آموزش و پرورش، تربيت کامياب تر و مؤثرتر باشد، بررسي متون درسي لازم است. معناي پرورش ديني اين نيست که ما در کنار درس‌هاي فيزيک، شيمي و رياضي يک امور تربيتي داشته باشيم در کلاس يا در يک کتاب جداگانه؛ يا در همان کتاب چند صفحه مسائل تربيتي داشته باشيم! اين تقريبا سکولار فکر کردن است؛ يعني تعليم را از تربيت جدا کردن است. وقتي تعليم مؤثر و تربيت سودمند است که اين تعليم صبغه تربيتي داشته باشد. يعني فيزيک ما بشود فيزيک اسلامي، شيمي ما بشود شيمي اسلامي، رياضي ما بشود رياضي اسلامي. اين را خوب عنايت کنيد؛ الان تقريبا نزديک به دو دهه است که سخن از اسلامي شدن دانشگاه هاست. برخي ها فکر کردند دانشگاه وقتي اسلامي مي شود که نمازخانه داشته باشد، مسئول اقامه نماز داشته باشد، کلاس دخترها و پسرها از هم جدا باشد، در نماز جمعه شرکت کنند، شب‌هاي چهارشنبه دعاي توسل داشته باشند، شب هاي جمعه دعاي کميل داشته باشند، مصلا و نمازخانه داشته باشند، اين معناي اسلامي شدن دانشگاه نيست. اين مسلمان تربيت کردن است، نه اسلامي بودن دانشگاه! دانشگاه را علوم و متون درسي تشکيل مي دهد. عنصر محوري دانشگاه، متون درسي است. وقتي متون درسي اسلامي نبود، کاري به خدا و قيامت نداشت، اين دانشجو گرچه ممکن است مسلمان بار بيايد، ولي اين فضاي دانشگاه فضاي اسلامي نيست.

توصيه ها و راهکارهاي تربيتي:

به لحاظ اهميت خاصي که اين روش در ساختن شخصيتهاي محکم و نيرومند نوجوانان و جوانان دارد، برخي پيشنهادها و توصيه هايي را که در اين راه مفيد واقع مي شود، ارائه مي کنيم:

1- شرح حالها و زندگينامه هايي از چهره هاي درخشان و پر فروغ فرهنگ اسلام و ايراني تهيه شود و با تأکيد بر اين مطلب که چه عواملي موجب الگو شدن آنان شده، در اختيار نسل نوجوان و جوان جامعه قرار گيرد.

2- با توجه به ارزش، اعتبار و ماندگاري فرهنگ مکتوب، توصيه مي شود که زندگينامه هاي مذکور و بخصوص زندگينامه امام خميني (ره) در چند سطح ويژه کودکان دبستاني، نوجوانان دوره راهنمايي، نوجوانان دبيرستاني، جوانان دانشگاهي و عموم مردم با ميانگين دانش عمومي، تدوين، تنظيم و توزيع شود تا آينده سازان ميهن اسلامي، الگوهاي خود را از متن فرهنگ خودي و متکي بر باورهاي الهي اخذ کنند.

3- در تدوين زندگينامه فرزانگان، بر ارزشها، ويژگيها و رويکردهاي آنان تأکيد بيشتري به عمل آيد تا خود اشخاص. زيرا در روش ‍اسوه پردازي تأکيد اساسي بايد بر معيارها باشد تا مصداقها. نوجوانان و جوانان، چنانچه ابتدا معيارها را به درستي بشناسند، مي توانند به مصداقها دست يابند. ولي آشنايي صرف با مصداقها، خطر از دست دادن معيارها را در پي دارد. اين گونه معيارها باگذشت زمان، دستخوش آسيبهايي نظير گذشت زمان، تغيير و تحولها نمي شود.

4- همگام با معرفي و تبيين الگوها به جوانان و همزمان با آن، ضروري است به تقويت تفکر انتقادي آنان نيز اهتمام شود. اين امر، مانع مطلق نگاري شخصيتها و الگوها
مي‌شود، زيرا به غير از ذوات مقدس اهل بيت عليهم السلام که معصوم هستند، ديگران حتي فرزانگان در معرض نقص و خطا مي باشند و به منظور پيشگيري از بدبيني و سوء برداشت نسل جوان، تقويت تفکر انتقادي، راهکار مناسبي تلقي مي شود.

5- در معرفي ارائه الگوها به نسل جوان، شايسته است به آنان بباورانيم تا سعي کنند از کمالات و ويژگيهاي برجسته الگوها، اگر مي توانند قدمي فراتر نهند و به رشد و تعالي بيشتري دست يابند. امرسون مي گويد: «استمرار در اعمال گذشته، عفريت مغزهاي کوچک است که مورد ستايش سياستمداران، فيلسوفان و کاهنان دون پايه قرار مي گيرد. روح بزرگ با استمرار بر هيچ کار توانا نيست و اگر چنين کند بدان ماند که با سايه خودش بر ديوار سرگرم باشد.»

6- تکريم مناسبتها و ايام الله و بويژه بزرگداشت ولادت معصومين (ع) و بزرگان دين واهميت دادن به ايام شهادت و رحلت آنان، دريچه هايي از شناخت و معرفت فرزانگان را به روي روح وقلب جوانان مي گشايد و آنان را در همانندسازي بهينه، ياري مي بخشد. قرآن کريم با تأکيد بر همين امر مي فرمايد: «و من يعظم شعائر الله فانها من تقوي القلوب» هر که بزرگ بدارد شعارهاي خدا را، همانا آن، از پرهيزکاري دلهاست.

7- منش صداقت در گفتار و کردار و بينش در يک مربي تربيتي، نه تنها به دانش آموزان بلکه به معلمان نيز حرکت به سمت تعالي را ياد مي دهد. جاي بسي تأسف است که امروه برداشت عموم از مربي پرورشي، برداشت صحيحي نيست و تنها چسباندن تبليغات، اجراي مناسبت ها، صبحگاه، کتابخانه و مسابقات هفده گانه فرهنگي هنري (که به تعداد محدودي اختصاص مي يابد) متبادر به ذهن مي شود و اين نتيجه آن است که هنوز معناي پرورشي براي خودمان نيز جا نيفتاده است! که بالطبع پيامدها و عواقب منفي آن به شرح ذيل بوده است:

1- عدم کتاب هاي پرمحتواي پرورشي از سطوح ابتدايي تا دبيرستان 2- نبودن نمره پرورشي در کارنامه (در مقطع راهنمايي) 3- نبودن کتاب جهت نمره انضباط (10 نمره عملي و 10 نمره مربوط به آموزش انضباط تحت عنوان انضباط اجتماعي و وجدان کاري) و لحاظ کردن نمره در کارنامه 4- عدم افزايش تعداد کتاب هاي پرورشي با توجه به نياز گسترده به آن در موضوعات اخلاقي، مذهبي و سياسي در هر پايه تحصيلي با توجه به سن دانش آموز.

به اميد اصلاح ساختار پرورش و آموزش و تزکيه و تعليم و نگاه غير سياسي به آن و به اميد توفيق روز افزون براي تمامي دست اندرکاران مخلص و دلسوز امر تربيت و تعليم. ان شاء الله. سالروز تأسيس نهاد مقدس امور تربيتي را به مربيان از خودگذشته و ساعي آموزش و پرورش، تبريک و تهنيت عرض مي نماييم.

براي كلاس اولي ها شعر و خاطره بگوييد

شعرخواني، بيان خاطره و برگزاري مسابقه هاي كلاسي حداقل در ماه نخست حضور در كلاس، ابزار ايجاد جذابيت براي نوآموزان كلاس اولي است.
از آنجا كه نخستين روز مدرسه به ياد ماندني ترين روز در زندگي همه افراد است، هر چه شيرين تر شدن خاطره اين روز مي تواند به رشد آموزشي و گرايش اطفال به تحصيل بيانجامد.
بسياري از كودكان نخستين روز مدرسه را بزرگ ترين حادثه زندگي خود قلمداد مي كنند. خروج از محيط خانه و ورود به محيط جديد مدرسه و ملاقات با دوستان و آموزگاران جديد مي تواند نقطه عطفي در روح و روان دانش آموزان باشد.
90 درصد از كودكاني كه آموزش پيش دبستاني يا مهد را تجربه كرده اند، هنگام ورود به مدرسه به خاطر سابقه ذهني هيچ مشكلي براي جدا شدن از خانه و خانواده ندارند، اما بعضي از كودكان با گريه، اضطراب و ناراحتي تمايلي به ماندن در مدرسه و جدا شدن از مادر ندارند.
متاسفانه برخي از مادران با همنوايي با كودكان خود از روي دلسوزي و ترحم، تسليم گريه هاي كودكان و در كنار او و يا مقابل پنجره كلاس مي ايستند تا آرامش رواني كودك تامين شود.
اگر از نظر رفتارشناسي، كودكان روزهاي اول مدرسه را با آرامش و شادي سپري كنند، گرايش آنها به مدرسه و كلاس بيشتر مي شود در غير اينصورت فرار از مدرسه، افت تحصيلي، تمارض به شكل بيماري و دردهاي صبحگاهي در رفتار كودكان ظاهر خواهد شد.
صحبت با نوآموزان درباره مدرسه، دوستان جديد و آموزگار از سوي مادر يا پدر مي تواند براي كودكان كلاس اولي زمينه فكري و پيش ساخت تجربي ايجاد كند. بيش از يك ميليون نوآموز كلاس اولي 30 شهريور ماه جاري سال تحصيلي را آغاز مي كنند.

 جشن شکوفه ها براي کلاس اولي ها30 شهريورماه برگزار مي شود  

مديرکل آموزش دبستاني آموزش وپرورش، گفت: جشن شکوفه ها براي حدود يک ميليون و200 هزار دانش آموز که اولين بار وارد مدارس ابتدايي سراسر کشور خواهند شد در روز چهارشنبه 30 شهريورماه برگزار مي شود.  عليرضا رحيمي در گفت وگو با ايسنا، گفت: براساس مصوبه شوراي عالي آموزش و پرورش روزهاي فعاليت مدارس ابتدايي در سال تحصيلي 91-90، 5 روز در هفته است.  وي افزود: از سال تحصيلي 91-90 دفتر دبستاني برنامه هاي متنوعي را در دستور کار قرار داده است وبرگزاري جشن شکوفه ها يکي از برنامه هاي بسيار مهم و به يادماندني براي دانش آموزان پايه اول محسوب مي شود.  رحيمي تصريح کرد: به مديران مدارس ابلاغ شده تا از هرلحاظ آماده برگزاري اين مراسم باشند و برنامه ها بايد کوتاه و جذاب تنظيم کند تا دانش آموزان دچار خستگي نشوند.  به گفته وي بخش عمده اي از برنامه هاي جشن شکوفه ها بايد به معرفي بخش هاي مختلف مدرسه به دانش آموزان و اوليا» اختصاص يابد و معلمان پايه اول موظفند در مدرسه حضور داشته و ارتباط عاطفي خوبي را در اولين روز ورود دانش آموزان به مدرسه داشته باشند.  مديرکل آموزش دبستاني آموزش و پرورش همچنين تاکيد کرد: با توجه به اينکه جشن شکوفه ها براي تعدادي از نونهالان اولين تجربه حضورشان در يک اجتماع است خانواده و معلمان بايد از انجام هرگونه رفتارهاي که در دانشآموزان ايجاد اضطراب و استرس مي کند خوداري کنند.

چاپ 5 كتاب جديد براي كلاس اولي‌ها

سيد احمد حسيني در گفت‌وگو با ايسنا، با بيان اين‌كه امسال مشكلي در توزيع كتاب‌هاي درسي سال تحصيلي جديد نخواهيم داشت، گفت: زمان دقيق توزيع كتاب‌ها را به زودي اعلام مي‌كنيم.

وي با بيان اين‌كه كتاب‌هاي سال تحصيلي 91 ــ 90 در حال چاپ است، از چاپ پنج كتاب جديد براي مقطع اول ابتدايي خبر داد.

وي افزود: بر اساس برنامه درسي آموزش و پرورش،كتاب‌هاي رياضي و علوم اول دبستان به طور كامل تغيير كرده است و امسال دانش‌آموزان با كتاب‌هاي جديد سال تحصيلي را آغاز مي‌كنند.

حسيني با تاكيد بر اين‌كه امسال نيز همچون سال گذشته مشكلي در توزيع كتاب‌هاي درسي نخواهند داشت و كتاب‌ها به موقع به دست دانش‌آموزان مي‌رسد، تصريح كرد: پس از نهايي شدن برنامه‌‌ها، زمان دقيق توزيع كتاب‌هاي درسي را بر اساس مقاطع تحصيلي اعلام خواهيم كرد.

وي خاطرنشان كرد: با توجه به تغييراتي كه در برخي از دروس به ويژه دروس رشته‌هاي فني و حرفه‌اي و كار و دانش لحاظ شده، پس از اعمال تغييرات جديد،در خصوص نحوه‌ي توزيع كتاب‌ها براي سال تحصيلي جديد اطلاع‌رساني خواهيم كرد.

مدير كل چاپ و توزيع كتاب‌هاي درسي همچنين از آغاز تشكيل كلاس‌هاي ضمن خدمت معلمان ابتدايي از هفته آينده خبرداد و گفت: در اين كلاس‌ها، روش‌هاي تدريس كتاب‌هاي جديد ارائه مي‌شود تا معلمان اول ابتدايي با آمادگي كامل از مهرماه در كلاس‌هاي درس حاضر شده و كتاب‌هاي جديد را با روش‌هاي مربوط به آن تدريس كنند.

200 دقيقه فيلم آموزشي براي اول دبستاني‌ها

 

به گزارش خبرنگار اجتماعي باشگاه خبري فارس «توانا»، حجت‌الاسلام محي‌الدين بهرام محمديان در مراسم افتتاحيه نخستين نمايشگاه كشوري و تخصصي هوشمند‌سازي مدارس كه امروز در سالن حجاب كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان برگزار شد، اظهار داشت: يكي از اسناد مصوب در سال‌هاي اخير در راستاي توسعه فناوري‌هاي نوين، سند توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات آموزش و پرورش بوده است كه در شوراي عالي آموزش و پرورش مصوب و با امضاء رئيس جمهور ابلاغ شده است.

وي افزود: امروز در «برنامه درسي ملي» كه سند جامع و نقشه‌ي راه برنامه‌ريزي آموزشي كشورمان است، فناوري‌هاي نوين به عنوان يكي از حوزه‌هاي مهم يادگيري در كنار دو حوزه تفكر و مهارت‌آموزي تلقي شده است.

حجت‌الاسلام محمديان با بيان اينكه هوشمند‌سازي مدارس يك ضرورت تلقي مي‌شود، تأكيد كرد: يكي از ويژگي‌هاي مدرسه هوشمند با تطبيق شرايط بومي ما، كار تيمي و گروهي است كه نتيجه آن نيز شكوفايي خلاقيت و تفكر دانش‌آموزان خواهد بود، چرا كه ايستايي و تقليد، سزاوار نظام تعليم و تربيت ما نيست.

رئيس سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي آموزشي اظهار داشت: در نظريه اسلامي تعليم و تربيت و برنامه درسي ملي، رويكرد اصلي مورد توجه «شكوفايي فطرت» است كه در 5 عنصر «تعهد، ايمان، علم، عمل و اخلاق» مدنظر قرار گرفته است.

* 20 هزار مدرسه متصل به اينترانت ملي ، به 50 هزار مورد افزايش مي‌يابد

وي در ادامه با اشاره به اتصال 20 هزار مدرسه به شبكه اينترانت ملي طي سال‌هاي اخير تصريح كرد: بر اساس توافق صورت گرفته با وزارت اقتصاد و فناوري اطلاعات، تعداد اين مدارس بايد به 50 هزار مدرسه افزايش يابد كه بر اين اساس ابتدا بايد زيرساخت‌هاي آن فراهم شود و شرط نخست اين كار نيز اين است كه تجهيزات سخت‌افزاري مدارس تأمين شود؛ در اين رابطه مي‌توان از مشاركت دانش‌آموزان نيز بهره گرفت.

* توليد 200 دقيقه فيلم آموزشي از درس علوم براي اول دبستاني‌ها

حجت‌الاسلام محمديان با اشاره به تغييرات صورت‌گرفته در كتاب‌هاي درسي گفت: امسال در پايه اول ابتدايي در 4 درس رياضي، قرآن، فارسي و علوم تغيير محتوايي ايجاد كرديم كه در اين رابطه رياضي و علوم صد در صد تغيير يافته‌اند و فارسي و قرآن نيز بهسازي شده‌اند، همچنين به جاي كتاب واحد، بسته آموزشي را نيز طراحي كرده‌ايم كه يك بخش از اين بسته، محتواي الكترونيك از قبيل فيلم است.

وي افزود: در راستاي توليد محتواي الكترونيك براي دانش‌آموزان از امسال، يك قطعه فيلم 200 دقيقه‌اي از درس علوم براي دانش‌آموزان اول دبستاني توليد شده است كه به صورت 40 قطعه فيلم 5 دقيقه‌اي معلم را در تدريس ياري كند.رئيس سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي آموزشي در پايان خاطرنشان كرد: اين فيلم به صورت آف‌لاين و نيز آن‌لاين در شبكه ملي مدارس ايران «رشد» قابل دسترسي است.

آزمون

دانلود پاسخنامه تستی - تشریحی و حیطه سوالات آزمون جامع ریاضی و علوم  چهارم ابتدایی

دانلود پاسخنامه تستی - تشریحی و حیطه سوالات آزمون جامع ریاضی و علوم پنجم ابتدایی

 دانلود پاسخنامه تستی - تشریحی و حیطه سوالات آزمون جامع ریاضی و علوم  چهارم ابتدایی

 دانلود پاسخنامه تستی - تشریحی و حیطه سوالات آزمون جامع ریاضی و علوم پنجم ابتدایی

اسامی دانش آموزان  سال تحصیلی 91-1390  پایه اول

ردیف

نام و نام خانوادگی

نام پدر

1

ماهان علیزاده پاکدل

محمد برات

2

ابوالفضل درپر

سلطان محمد

3

محمد حسین عطاریان

اسماعیل

4

علیرضا احیائی

رمضان

5

عرفان درتومی

رجبعلی

6

علیرضا شادمهر

ناصر علی

7

سروش نامجویان

حسین

8

محمد ارمیا اکبریانی

محمد رضا

9

امیررضا   نیستانی

محمدرضا

10

علی آقا جانی

بهرام

11

علی صادقی

غلامعلی

12

محسن وحدانی رشوانلو

ابراهیم

13

امیر حسین حسن زاده

مهدی

14

شهرام عسگری طبری

موسی

15

مهدی رمضان زاده

علی

16

علی نیکو

یحیی

17

امیر محمد رحیمی

علی

18

محمد امانی

بشیر

19

کریم شفیق نیا

جواد

20

محسن شجاعی

حجت

21

مهرداد شرافتی

علی

22

مبین نامداریان

جواد

23

امید    رحیمی

حسین

24

امیرحسین  مبارکی

تیمور

25

محمد امین مرگانی

نادر

26

عرفان رحیمی

ابوالحسن

27

امیر رضا   اخوان

علی اصغر

28

مرتضی تیرزه

عباس

29

علی محبوبی فرد

یاسر

30

پارسا رحیمی

مسیح

31

نوید حدادی

محمد ابراهیم

32

علیرضا شاکری

پیغمبر قلی

33

محمد عابدیان

مهدی

34

امیر حسین مهوش

رمضان

35

علی شریف پور

رضا

36

ایلیا ایرانی

غلامعلی

37

احسان واحدی

محمد

38

عرفان کلاته

حمید رضا

39

جواد رحمانی

رضا

40

علی علی زاده لطفی

جواد

41

نیما ایزانلو

محمد

42

سید امیر حسین لنگری

سید عیسی

43

شایان یغموری

احمد رضا

44

ابوالفضل کاوانلوئی

جواد

45

سید شهریار اعلمی

سید مهدی

46

محمد مهر افزون

حسینعلی

47

امیر عباس غلامپور

احمد

48

محمد داودی

احمد

49

سید امیر حسین حسینی راد

سید ابوالفضل

50

امید پرتانی

حمید رضا

 

اسامی دانش آموزان پذیرش شده میان پایه دبستان پسرانه شهدای فرهنگی  

اسامی دانش آموزان پذیرش شده دبستان پسرانه شهدای فرهنگی  سال تحصیلی 91-1390  پایه دوم

ردیف

شماره پرونده

نام و نام خانوادگی

نام پدر

وضعیت

1

2

آریا غلامرضا زاده

حمید

پذیرش

2

11

ایمان هدایتی

یدالله

پذیرش

3

3

مهیار محمد نیا

حمید رضا

پذیرش

4

4

علیرضا نظری

محسن

پذیرش

اسامی دانش آموزان پذیرش شده دبستان پسرانه شهدای فرهنگی  سال تحصیلی 91-1390  پایه سوم

ردیف

شماره پرونده

نام و نام خانوادگی

نام پدر

وضعیت

1

17

مهدی آقائی

حسن

پذیرش

2

5

امیر حسین ساجدی

حیدر علی

پذیرش

3

11

کامران کاظمی

یونس

پذیرش

4

7

امیر حسین عزیزی

علی اصغر

پذیرش

5

14

محمد محبوبی فرد

یاسر

پذیرش

6

6

محمدصادق فرخ خال

یوسف

پذیرش

7

12

محمد عرفان اکبریانی

محمد رضا

پذیرش

8

10

مهدی پهلوان

محسن

پذیرش

9

16

آرین صفاری

حسین

پذیرش

10

1

پویا کمالی

موسی

پذیرش

اسامی دانش آموزان پذیرش شده دبستان پسرانه شهدای فرهنگی  سال تحصیلی 91-1390  پایه چهارم

ردیف

شماره پرونده

نام و نام خانوادگی

نام پدر

وضعیت

1

 

شهریار سعیدی

علیرضا

پذیرش

2

 

امیر حسین شاه جهانی

علی

پذیرش

3

 

صدرا عابدی

محمد رضا

پذیرش

4

 

سینا محمدی

محمد

پذیرش

5

 

امیررضا شیر دل

علی اصغر

پذیرش

6

 

سینا ولی نژاد

مسعود

پذیرش

7

 

محمد امین حاتمیان

حسن

پذیرش

8

 

محمد رمضانی

علی اوسط

پذیرش

9

 

 محمد حیرانی

جمشید

پذیرش

10

 

امیر رضا فرخی

فرخ

پذیرش

11

 

محمد بهروز

 

پذیرش

12

 

سید محمد موسوی

سید حسن

پذیرش

 

 

 

 

 

اسامی دانش آموزان پذیرش شده دبستان پسرانه شهدای فرهنگی  سال تحصیلی 91-1390  پایه پنجم

ردیف

شماره پرونده

نام و نام خانوادگی

نام پدر

وضعیت

1

13

علی رضا بهنام فر

محمد رضا

پذیرش

2

7

نوید روحانی مطلق

براتعلی

پذیرش

3

9

جواد اکبرزاده

رضا

پذیرش

4

3

امیر محمد براتی

یحیی

پذیرش

5

10

محمد مهدی شیرزاد

مهدی

پذیرش

6

12

حسین اکبر زاده

علی اکبر

پذیرش

7

15

سجاد ناصری

محمد رضا

پذیرش

 

معلم پرورشي

هميشه در خاطرم هست با آن چهره ابلهانه و حركاتي كه همه تقليدي ناشيانه بودند. لابد نيت‌اش خير بود كه مي‌خواست همه ما را هدايت كند. به «لين‌چان» بيشتر شبيه بود تا معلم تربيني. چيزي از تفكراتش منتشر مي‌شد به بوي گند مرداب مي‌مانست. مثل مايه قهوه‌اي رنگي كه از گوشت چرخ‌كرده بيرون مي‌آيد. هر وقت به يادش مي‌افتم ناخودآگاه درونم تاريك مي‌شود و دلم برايش مي‌سوزد… همان موقع هم همين حس را داشتم. مثل وقتي ديوانه‌اي صدمه‌اي به شما بزند. حس ترحم و انزجار باهم مخلوط مي‌شود. يادم مي‌آيد يك روز بود شبيه همين روزها… فجر بود… دهه فجر… قرار بود كه كلاس‌ها را تزئين كنيم. نمي‌دانم چرا ولي او احساس كرده بود كه لابد براي من لازم است كه در يك كار گروهي شركت كنم و براي همين من را هم در گروه افراد برگزيده‌اي قرار داد كه افتخار تدارك مراسم پرشكوه!! را بدست مي‌آوردند. چه احساسي مي‌كنيد وقتي يك ابله برايتان دل بسوزاند؟… كاغذها و نوارهاي رنگي‌اش برايم بي‌معني بودند. مثل خودش و دوستان رواني‌اش. تعجب نكن… دوستانش واقعا رواني بودند. خب اگر بخواهم محترمانه بگويم عزيزاني كه ازشان صحبت مي‌كنم تازه از جنگ برگشته بودند. كمي موجي بودند… اگر فيلم «شكارچي گوزن» را ديده باشي مي‌فهمي منظورم چه جور آدمي‌هايي است. آن موقع تعجب مي‌كردم كه اين همه كاغذهاي رنگي و نو از كجا به دست اين مدرسه رنگ و رو رفته رسيده است. اما راستش تعجبي ندارد… وقتي چيزي لازم تشخيص داده مي‌شود حتما انجامش مي‌دهيم… ما انسانيم. نياز داريم… يكي از نيازهاي ما اين است كه يكجوري فكر كنيم داريم كار مهم انجام مي‌دهيم. نوعي رضايت شخصي. آن زمان نوارهاي رنگي كه در طول و عرض كلاس كشيده مي‌شد چيزهاي مهمي به حساب مي‌آمد. يادم نمي‌آيد ديگر براي چنين عمل مهمي انتخاب شده باشم. وقتي تازه سيبيلم در آمده بود آمد كه به حساب خودش مرا ارشاد كند. مي‌خواست بچه را از آينده سياه نجات دهد. چندين بار سعي كرد دوستانه به من نزديك شود. عجب شانسي! مثل اينكه كفش‌تان را توي گل نرم بگذاريد. وقتي بيرون مي‌آوريد بايد مدتها گل كفش‌تان را پاك كنيد. كم كم از ارشاد من نا اميد شد. شايد توي كتاب‌هايي كه از 200 سال پيش به اين طرف راجع به رشد سيبيل نوشته شده بود چيزي درباره پسرك نوجواني كه لباس قرمز پر رنگ مي‌پوشيد و هيچ وقت موهايش را به خاطر ناظمش كوتاه كوتاه نكرد ننوشته بود. فكر كنم استعدادش را هم نداشت كه بفمد چطور بايد رفتار كرد. مثل دكمه‌اي بود كه به جاي لبه، بروي پشت پيراهن دوخته باشند. وصله‌ي ناجور. بيشتر به درد اين مي‌خورد كه تلفنچي صدا و سيما باشد تا معلم مدرسه راهنمايي. دستان بلند و نحيفي داشت… هاه! يادم آمد… جلوي اتاقش يك صندوق داشت. يادم مي‌آيد هيچ وقت درون اتاقش نرفتم. برايم مثل خانه اشباح بود. اما يك بار برايش يك نامه نوشتم. صندوقش براي همين بود يا من اينطور فكر مي‌كردم. گذاشته بود كه بچه‌ها حرف‌هايشان را برايش بنويسند. ولي من نمي‌فهميدم كه بچه‌ها چه حرف‌هايي مي‌توانسنند با اين موجود داشته باشند جز اينكه كاغذ شكلات‌ درونش بياندازند. چيزي كه من برايش نوشتم يك «انتقاد» بود. وحشت از اينكه شناخته شوم مرا واداشت كه به خط خودم ننويسم. مثل فيلم‌هاي جنايي با خط نا آشنايي شبيه خط بچه‌هاي كلاس اول و دوم دبستان شروع به نوشتن كردم. نوشتم كه ما «ملا‌بنويس» نيستيم كه اين همه اراجيف را مي‌گويد در دفترچه «نمي‌دانم چي‌چي» بنويسم و بياوريم… «نمي‌دانم چي‌چي» يك دفترچه‌اي بود كه بايد از حرف‌هاي اين عزيز(ان) درست مي‌كرديم. فكر كنم توش بايد احاديث يا چيزي شبيه به اين را كه وسط درس مي‌گفت مثل ماهي شكار مي‌كرديم و مي‌نوشتيم. يادم هست كه وقتي دفترچه‌ام را نشانش دادم كلي تو ذوقم زد. چون به جاي نقش گل و بلبل و ابر و باد و اين جور چيزها، دفترچه من يك مقدار قيافه متجدد داشت. آره! آره! غربزده بود! حتما همين فكر را كرده بود. با ماژيك فوسفوري حديث نوشته بودم و دور عنوان‌ها را با روان نويس آبي رنگ كرده بودم به طوري كه برجسته شوند. اعتراف مي‌كنم كه خوش‌خط نبودم اما به اندازه كافي زحمت كشيده بودم كه وقتي نمره كمي براي اين گرفتم ديگر از همه اين بازي‌هاي اين معلم‌ام متنفر شوم. آه يادم آمد… يك مدت جايش را مشابه ديوانه‌اش عوض مي‌كرد. فكر كنم ايده‌ي دفترچه از او نبود بلكه از همان مشابه ديوانه‌اش بود. يك مرد بلند قد تركه‌اي كه هميشه سياه مي‌پوشيد. مي‌گفت خدا 14000 پيغمبر فرستاده. حتي اگر روزي چندتاشون هم باهم به رحمت خدا رفته باشن، هميشه سالروز وفات حداقل يكي از اين مردان خداست. براي همين هم هميشه سياه مي‌پوشيد. زياد تعجب نكن. از جنگ برگشته بود… به چنگ فرستاده بودنش، روحش را جا گذاشته بود و جسم بيمارش را براي من فرستاده بودند. از آن روزها خيلي خاطره دارم. از مدرسه‌ام با آن ديوارهاي بلند و آن استخر بزرگ كه با الوار پوشيده شده بود. همه چيز آنجا يكطوري ناجور بود. انگار مي‌خواست بتو بفهماند كه از اينجا نبايد انتظارات عقلاني داشت. مدرسه در واقع يك خانه بزرگ بود و صاحب آن را گذاشته بود و جانش را برداشته بود و رفته بود.
امروز كه نوارها و چراغ‌هاي رنگي را ديديم ياد كلاسي افتادم كه قرار بود من در تزئين‌اش شركت كنم. ياد روزهاي «مفيد»

یا حسین

يا حسين! بزرگي تو فراتر از آن بود که در هزار و چند صد سال قبل بماند. يا حسين! بزرگي تو گل زيبايي شد که در کربلا روييد و عطر خوش آن همه قرنها را فرا گرفت و ما عاشقان تو، حالا بعد از قرنها بزرگي ات را پاس مي داريم کوچک و بزرگ.

از ولاي مرتضي دل را چراغان مي‌کنيم با علي بار دگر تجديد پيمان مي‌کنيم

از ولاي مرتضي دل را چراغان مي‌کنيم با علي بار دگر تجديد پيمان مي‌کنيم

کسب رتبه دوم تنیس و سوم دو میدانی (عکس)

کسب رتبه  سوم دو میدانی

کسب رتبه  دوم دو میدانی

کسب رتبه  دوم دو میدانی

کسب رتبه دوم تنیس

ازدواج حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا علیهاالسلام

منشی نیکو

ازدواج، سنتی است آسمانی، الهی و ارزشمند که مایه آرامش و اطمینان فرد، تحکیم بنیان خانواده و ثبات و پایداری و امنیت اجتماع می گردد. اسلام بر این منش نیکو و این نهاد اجتماعی کوچک، امّا پراهمیّت چندان تأکید فرموده که گاه آن را تا حد وجوب رسانده است. شیوه ها و حدودی که در این دین مقدس برای امر مهم و حساس ازدواج به تفصیل بیان شده، راهی است به سوی استحکام آن و چارچوبی برای رسیدن آن به فرجامی نیک و سعادت مندانه است. بنابراین، زندگی موفق، در پناه ازدواجی موفق، و ازدواج موفق، در گرو عمل به دستورات روشن گرانه دین مبین اسلام است.

پیوندی آسمانی

امروز فاطمه ای که حبیبه خدا، عصاره خوبی ها و نگین تحیّر برانگیز خلقت است، با مردی آسمانی و الهی، مردی از تبار نور، مردی از دیار بهشت، علی مرتضی، وصی رسول خدا پیوند ازدواج می بندد. عرشیان هلهله گویان، عالم را نورافشان می کنند. سلام و درود از آسمان می بارد و طَبَق طَبَق تحفه از عرش فرو می بارد. مبارک باد این جشن آسمانی بر همه آسمانیان.

پیوند نور با نور

به راستی در کجای عالَم خلقت، از ازل تا ابد همتایی پیدا می شد برای فاطمه علیهاالسلام اگر علی علیه السلام نبود و کدام گل سرسبد آفرینش می توانست همسری علی علیه السلام را بپذیرد، اگر فاطمه علیهاالسلام نبود. اینک دو درّ یگانه، دو خورشید بی همتا و دو شاخه گل از بوستان عصمت و طهارت پیوند ازدواج می بندند و آفرینش، در ناب ترین لحظه حضورش، پیوند دو نور را جشن می گیرد. عقد ازدواج این دو وجود آسمانی در عرش و در حضور ملایک بر پا شده است و اینک در زمین، حبیب خدا، رسول اکرم صلی الله علیه و آله خطبه این عقد را جاری می کند. آن گونه آسمانی و الهی که چشمان ملایک هم از جلال و شکوه آن به اشک می نشیند.

همتاییِ بی همتا

وقتی علی مرتضی علیه السلام با همه سادگی، با همه فروتنی و با همه جلال و جبروت ایمانی اش به خواستگاری فاطمه زهرا علیهاالسلام آمد و وقتی پیامبر به سنتی نیک و الهی و انسانی، از دخترش پاسخ خواست، پاسخْ سکوت بود و سکوت. و چه پاسخی از سکوتی محض رساتر بود. فاطمه علیهاالسلام برترین بانوی زمان خود و همه اعصار بود و این را همه می دانستند. او نه فقط دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله بود، که پاکی، عصمت، الهی بودن و مقام بلندش نزد خدا بر هیچ کس پوشیده نبود و کسان بسیار بودند که آرزوی همسری او را داشتند. امّا روشن بود که او همتای آنان نبود و اینک کسی به طلب این همسری آمده که خود آینه خوبی ها و پاکی ها و الهی بودن هاست و زیبایی این پیوند و اوج این همتایی و همسری را، با چه زبانی جز سکوت می توان توصیف کرد؟

حیا در ازدواج

چشمانِ به زمین دوخته، قامت فروتن و سر به زیر افکنده و صدایِ آرام مولا، حکایت از شرم و حیای بسیار دارد و این حیامندی، در تمام لحظات برپایی اتصال آسمانی او با همسرش و ازدواج مبارک او در چشمان مولا علی علیه السلام و فاطمه زهرا علیهاالسلام به چشم می خورد. این شرم زیبا و دلربا، تصویری است از ایمانی شگرف در وجود آن دو معصوم؛ که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: «حیا، تمام دین است» و این حیای آسمانی، تأییدی است بر ایمان و پاکی آن کس که به همسری برگزیده می شود.

هم ترازی در ازدواج

هم پایگی و هم ترازی زن و مرد در ازدواج، ملاکی است که غالبا مورد توجه قرار می گیرد، ولی چه بسیار ازدواج ها که با وجود این هم پایگی ها، از هم گسیخته می شود و راز این اتفاق، در نوع این هم پایگی است. در همسری مولا علی علیه السلام و بانوی دو عالم فاطمه زهرا علیهاالسلام سخن از هم شأن بودن در مقام الهی آنان بود. هرچند دانایی، دارایی، زیبایی و بسیاری از موارد دیگر نیز می تواند در این امر مؤثر باشد، ولی آن چه اصل و مایه استحکام این پیوند است، ایمان و رتبه معنوی و کمال روحی فرد است.

ساده امّا با شکوه

در مراسمی بی ریا و ساده، پس از یک خواستگاری بی پیرایه و به دور از تشریفات و سخت گیری ها، با تعیین مهریه ای برابر دارایی داماد و آن هم بسیار اندک و تهیه جهیزیه ای به همان اندازه ساده و بی پیرایه، آسمانی ترین و نورانی ترین پیوند عالم خلقت جان گرفت. مراسم عروسی در نهایت سادگی برگزار شد، ولی با این حال، تمام مردم شهر مدینه به ولیمه فراخوانده شدند. آن ها، شادی کنان و دعاگویان، بدور از هر آن چه ذره ای نارضایتی خداوند را در پی داشته باشد، در مراسم حاضر شدند؛ مراسمی پاک، بزرگ، شکوه مند و مورد پسند خالق این پیوند مبارک، که گویی ازآسمان نیز سلام و تبریک بر آن می بارید.

جریانی پربار

ازدواج، برخورد دو جریان به یکدیگر و تشکیل جریانی پربارتر، روان تر و ثمربخش تر است. در ازدواج مولای متقیان علی علیه السلام و بانوی عالمیان فاطمه زهرا علیهاالسلام ، هدفْ تنها کمال انسانی بود و رضایت خداوندی و نمایش اوج بندگی معبود. تا زمانی که پیوند دو زوج برپایه این گونه تفاهم معنوی باشد، برخورد و اتصال آن دو، از آشوب و گِرِه به دور است، ولی نفوذ خواهش های نفسانی و خودخواهی ها، توجه به خود به جای توجه به هدف و گرفتار شدن به زیبایی ها و عشق های مجازی، برخورد این دو جریان را چنان گره خورده و آشوب زده می سازد که نه باری از آن بر می آید و نه ثمری به دست می دهد.

الگوی همسرداری

بهترین منش زندگی و شیوه برخورد زن و مرد در زندگی مشترک، در آینه ازدواج آسمانی مولای متقیان علی علیه السلام و همسرش فاطمه زهرا علیهاالسلام نمود دارد. بر اساس درخواست آن ها، پیامبر صلی الله علیه و آله در تقسیم امور خانه، کارهای داخل خانه را بر عهده دخترش زهرا علیهاالسلام نهاد و علی علیه السلام را مأمور کارهای بیرون از خانه کرد. این بهترین تقسیمی است که می تواند باعث سلامت و نشاط جسم و روح و روان خانواده باشد. البته در کنار آن، بانوی بزرگ ما، فاطمه زهرا علیهاالسلام پس از دو روز گرسنگی، در پاسخ همسرش که چرا از او چیزی نخواسته، می فرماید: «از خدایم شرم می کنم از تو چیزی بخواهم که تهیه آن برایت دشوار است» و علی علیه السلام هم، دریایی از مهربانی، عطوفت و همراهی با خانواده در داخل خانه است. خداوند درود و رحمت خود بر آن بزرگ واران و پیروان آنان فروبارد.

رمز ماندگاری

می شود از رنگ وارنگ دنیا خالی بود و ازآبی آسمان سرشار. می شود ساده ترین بود و برترین. پیوند آسمانیِ برترین بانوی عالم فاطمه زهرا با مولای مؤمنان علی علیهماالسلام چنین بود. جهیزیه ای از چند تکه لوازم ضروری و بیش ترش سفال و لباسی ساده و جشنی ساده تر، ولی ماندنی ترین و آسمانی ترین پیوند عالم. آن روزها، چه بسیار جشن های پرخرج و ازدواج های شاهانه دختران و پسران بزرگان اقوام و قبایل برگزار شد که همگی به زودی غبار زمان بر خود گرفت و از یاد رفت، یا در طوفان برخوردها و ناملایمت ها، از میان رفت و گسست. پس رمز ماندگاری و خوش بختی در مادیّات، تجملات و دارایی ها نیست. اندیشه ای باید و تأملی

روزدانش آموز مبارک

 

روز سيزده آبان، روز شگفتي است! روزي كه حوادث بزرگ و سرنوشت ساز اين ملت را در پيشاني خود حك كرده است. و چه عجيب كه ردپايي ثابت در تمام اين حوادث به چشم مي خورد. ردپاي استكبار جهاني در تبعيد امام در سال 42 ، در كشتار دانش آموزان و دانشجويان در سال 57 و در نهايت مهر بطلاني كه دانشجويان خط امام با تسخير سفارت آمريكا بر دخالت و دست اندازي هاي استكبار جهاني در ميهن اسلامي مان زدند.

دانش آموزاني كه هنگام تبعيد امام در سال 42 خردسالاني بيش نبودند 15 سال بعد غيور مرداني در اين خاك شدند كه بر ظلم و بيداد شوريدند. آنان درس را نه در پشت نيمكت هاي چوبي كلاس و بر تخته سياه آن كه بر صفحه سپيد پيشاني مردمان زجركشيده در كوچه و بازار آموختند. آنان خود را مجزا از جريان انقلاب نمي دانستند آن روزها همه از پير و جوان، زن ومرد و كودك در اعتصاب و راهپيمايي شركت مي كردند. در آن روزها حتي گفتگوهاي كودكان خردسال نه بر سر بازي ها و بازيچه ها كه از ظلم شاه و راهپيمايي ها بود. دانش آموزان چنان سهمي در اين جريان داشتند كه اگر صفحه ايي از اوراق خونين انقلاب به نام آنان رقم نمي خورد، بر زحمات ، رشادت ها و تلاش هاي آنان جفا شده بود، آن روزها دانش آموزان، اعلاميه هاي امام را رونويسي و پخش مي كردند ، شبها خطر حكومت نظامي را ناديده مي گرفتند و با خط هاي ابتدايي و ناپخته خود ديوارهاي شهر را به شعارهاي انقلابي مزين ميكردند.

چگونه نوجواني كه در ابتداي زندگي است، به بلوغ فكري و عقيدتي مي رسد و خود را در جريان انقلابي وارد مي كند كه لازمه آن شناخت است؟ اينها را بايد در فضاي فكري آن عصر و به ويژه در كلام امام جست كه اعتراضات فروخفته در درون ملت را كه عمري به درازاي تاريخ داشت با ايمان و اعتقاد مردم گره زد و از ميان آن پرشورترين انقلاب قرن را ساماندهي نمود. در آن روزها شعاري برگرفته از امام شهيدان و آزادگان امام حسين (ع ) ورد زبان همگان بود و متفكران بزرگي چون شريعتي و مطهري هم از اين پيام به خوبي بهره مي جستند: ان الحياه عقيدةٌ و جهاد.

و امام نيز در تبيين اين شعار فرموده است" زندگي يعني آرمان و مبارزه در راه آن. ان الحياه عقيدة و جهاد. مطلبي كه از نظر شيوه تفكر اسلامي هيچ جاي ترديد در آن نيست، اين است كه مرگ از اين زندگي ذلت بار بهتر است.( صحيفه نور ، ج 13، صص 18-217)

امام خود در رأس مبارزه قرار مي گيرد نه اينكه خود گوشه نشيني اختيار كرده مردم را به مبارزه فراخواند. امام گام اول مبارزه را بر مي دارد و بر آمريكا، اسرائيل و رژيم پهلوي كه دست نشانده اولي و حامي دومي است فرياد مي زند و خود رنج تبعيد را شجاعانه تحمل مي كند. " من ا ز آن آدمها نيستم كه يك حكمي اگر كردم بنشينم چرت بزنم كه اين حكم خودش برود ،من راه مي افتم دنبالش. اگر خداي نخواسته يك وقتي ديدم كه مصلحت اسلام اقتضا مي كند كه يك حرفي بزنم ، مي زنم ودنبالش راه مي افتم واز هيچ چيزنمي ترسم بحمدالله تعالي." (صحيفه نور) نوجواني كه امام مرجع تقليد او و خانواده اوست، قدم در راه وي مي نهد كلام امام را كه برگرفته از كلام الله است به گوش جان مي شنود: قل انما اعظكم بواحده ان تقوموا لله مثني و فرادي(قرآن كريم ، سبا/41)

امام همانند ديگر رهبران سياسي نمي گويد: برويد حزب تشكيل دهيد، طرفدار جمع كنيد بعد قيام كنيد؛ امام نهيب مي زند اگر مسلمانيد بر شما واجب است كه تك تك يا دو به دو با ظلم مبارزه كنيد.

اين اساس انديشه امام در مبارزه عليه ظلم ستم شاهي است و مي بينيم چون ازجان برخاسته بر دل مرد مي نشيند و آنان را از كوچك و بزرگ وارد عرصه مي كند. امام ترس از مبارزه را در ميان مردم انقلابي اينچنين از بين مي برد:" خون شما به پاي نهال دينتان فرو مي رود و همراه دينتان بالا مي آييد كه : و لا تحسبن الذين قتلوا في سيبل الله امواتا بل احياءٌ عند ربهم يرزقون... "ثار" شما كه خونبهاي دين خداست هرگز از بين نمي رود، زيرا خود به همراه خونبها زنده مي شود و خونبهاي شما "لقاءالله" است و دين خدا زنده مي شود و بركت آن مي ماند(بنيان مرصوص، صص 3 و 31)

در سايه اين تعاليم است كه نوجوان روزهاي انقلاب، دانش آموز روزهاي پرشور مبارزه و حماسه، از راهپيمايي ها، مبارزات و شعارها بيش از درس هاي مدرسه، تعليم يافته و براي فراگيري بيشتر در روز 13آبان 57 مدارس را به تعطيلي مي كشاند و راهي دانشگاه تهران مي شود.

در آن روز دانش آموز مسلمان ايراني در خون خود وضو گرفت و به امام خود اقتدا كرد و در قيام نماز تنها خدا را بزرگ و لايق بزرگي خواند و نمازش را، رودرروي معبود و در بهشت او سلام داد.

مجمع عمومی مدرسه شهدای فرهنگی تشکیل شد